حسن حسن زاده آملى
415
هزار و يك كلمه (فارسى)
فلك نهم ذكر مطالب رئيسه رساله كه به منزلت فذلكهء مباحث آن است : 1 . افلاك در علم هيئت از قديم الدهر به معناى مدارات اجرامند ، و عالم رياضى به جز آن نظر ندارد ، چنان كه ابو ريحان بيرونى در قانون ، و دانشمندان ديگر در كتب و رسائلشان ، بلكه بطليموس در مجسطى تصريح كردهاند كه عالم رياضى را خطوط مجرد از افلاك مجسّم كفايت است ، و بطليموس در مجسطى اصلا التفات به تجسيم افلاك ننموده است و متعرّض بدان نشده است . 2 . افلاك به معناى مدارات و دوائر در علم هيئت تعبير به « فلك رياضى » و « هيئت غير مجسّمه » نيز مىشود . 3 . تعبير به « فلك » شيواتر از تعبير به « مدار » و مانند آن است . 4 . دانشمندان هيوى فلك را بر جسم كره ، مطلقا خواه عنصرى و خواه سماوى ، اطلاق كردهاند . 5 . ابو ريحان بيرونى « فلك » را بر دائرهء نصف النهار و ديگر دوائر عظام اطلاق كرده است . 6 . تجسيم افلاك مسألهء طبيعى است و مربوط به فلسفه است نه هيئت . 7 . در علم هيئت براى تسهيل تعليم و تعلّم ، و تفهيم انواع حركات كواكب ، افلاك مجسمه يعنى آسمانهاى جسمانى تصوير شده است ، و از آن تعبير به « هيئت مجسّمه » مىشود . 8 . فرضيهء « افلاك مجسّمه » علم هيئت ، در كتب فلاسفه رسوخ كرده است و مأخذ عقيدت فلكى جسمانى فلاسفه شده است . 9 . در طبيعيات فلسفه براى اثبات مشخّص و محدّد جهات طبيعى علو مطلق و سفل مطلق ، فلكى مجسّم قائل شدهاند ، و آن را « محدّد الجهات » ناميدند . 10 . با محقّق بودن قوهء جاذبه زمين نيازى براى اثبات فلكى مجسّم به نام محدّد الجهات نيست .